تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
زمان کنونی: 2014/10/23, 05:23 AM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Admin
آخرین ارسال: Admin
پاسخ: 30
بازدید: 9141

پاسخ جدید 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
نویسنده پیام
ارسال: #1
تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق

تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق , تحقيق طلاق , مقاله تلاق
--------------------------------

پیشگفتار
خدای را سپاس که توفیق داد تا چند جمله ای در باره طلاق بنویسم چه بسا که این امر لبخند را از لبهای کودکانمان می رباید .
حتما بارها شنيده‌ايد كه جدايي والدين زندگي فرزندان را تباه مي‌كند و عامل اصلي تمامي مشكلات روحي و رواني و رفتاري فرزندان به شمار مي‌آيد. تحقيقات بسيار زيادي در مورد تأثير جدايي والدين بر زندگيفرزندان انجام شده است كه اغلب آنها بدون بررسي علل مشكلات رفتاري يا ذهني كودكان طلاق، با نگاهي سطحي و ساده، جدايي والدين را عامل تمامي اختلالات رفتاري ذكر كرده‌اند و با توجه به اين فرضيه اشتباه، مانع جدايي بسياري از زوج‌ها شده‌اند. ولي آيا زندگي كردن كودك در يك خانه پرتشنج كه افراد آن رابطه سرد و بي‌روحي با يكديگر دارند آسيب كمتري به روح و روان او وارد مي‌آورد؟
روشن است كه براي پايان بخشيدن به درگيري‌ها و تنش‌هاي موجود بين زوجين، جدايي و طلاق آخرين راه است، اما بدون ترديد اين درگيري‌ و مشاجره دو زوج نيست كه باعث بر هم خوردن آرامش كودك مي‌شود بلكه درگيري و اختلاف والدين كودك است كه امنيت را در محيط خانه از بين مي‌برد و او را موجودي ضعيف و افسرده مي‌كند و طلاق نيز باعث كاهش اين مشاجرات نخواهد شد پس تأثير مثبتي روي فرزندان ندارد مگر اينكه والدين با آگاهي از موقعيت خود و فرزندان‌شان عملكرد خود را تغيير دهند و كاري كنند كه هم به نفع آنها باشد و هم باعث حفظ سلامت فرزندشان شود.
تاريخچه اجمالي در زمينه طلاق
تاريخچه طلاق به تاريخچه ازدواج برمي‌گردد . به همان علت كه بشر بنا به درخواست طبيعي خود پيوند ازدواج مي‌بندد تا در كانون گرم خانواده و دركنار همسر خود به سكون و آرامش برسد ،‌ به همانگونه نيز ممكن است به دلايلي از ادامه زندگي خودداري كرده ، طلاق را بپذيرد . ولتر مي‌گويد : « طلاق و ازدواج در يك زمان در عالم پديد آمدند » قدر مسلم اين است كه طلاق در بسياري از اديان الهي و غيرالهي پيش از اسلام وجود داشته است . بنابراين لازم است تاريخچه كوتاهي از مسأله طلاق در گذشته را در اينجا مطرحنماييم
طلاق چیست ؟
طلاق از نظر لغوي به معني رها شدن مي‌باشد و در اصطلاح عبارت از پايان دادن زناشويي به وسيله زن و شوهر طلاق را اغلب راه‌حل رايج و قانوني عدم سازش زن و شوهر ، فروريختن ساختار زندگي خانوادگي ، قطع پيوند زناشويي و اختلال ارتباط والدين با فرزندان تعريف كرده‌اند . در حقيقت همانگونه كه پيوند بين افراد طبق آيين و قراردادهاي رسمي و اجتماعي برقرار مي‌شود . چنانچه طرفين نتوانند به دلايل گوناگون شخصيتي ، محيطي و اجتماعي و … بايكديگر زندگي كنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطي از هم جدا مي‌شوند . از اين نظر خانواده همچون عمارتي است كه زن و شوهر ستون‌هاي آن را تشكيل مي‌دهند و فروريختن هرستون استحكام و استواري عمارت را دچار تزلزل و گسستگي مي‌كند . طلاق با اين ديد ، يكي از غامض‌ترين پديده‌هاي اجتماعي ، اركان خانواده را در هم ريخته و بيشتر اثرات مخرب خود را بر روي فرزندان برجاي مي‌گذارد . طلاق گسستن و فروپاشيدن و نابودي كانون گرم و آرام‌بخش زندگي است كه اثرات جبران ناپذيري بر اعضاء خانواده مي‌گذارد .
در تحقيقي كه توسط جي‌هبر ( 1990) صورت گرفت مشخص گرديد ازدواج‌هايي كه به طلاق منجر شده‌اند ، كاهش شديدي در اعتماد به نفس اعضاء خانواده به وجود مي‌آورد . چنين كمبودي مي‌تواند ماهيتي اجتماعي ، رواني يا جسمي باشد . كاهش اعتماد به نفس در نتيجه طلاق منشأ مهم اختلالات اعضاء خانواده در حين و بعد از طلاق مي‌باشد . در اين تحقيق همچنين مشخص شد نه تنها طلاق سطح اعتماد اعضاء‌خانواده را كاهش مي‌دهد بلكه باعث مي‌گردد يكي از ازدواج‌ها يا هر دو به طور قابل ملاحظه‌اي احساس پوچي كنند . اين تحقيق مدلي را نشان مي‌دهد كه در آن افراد از هم جدا شده به علت كاهش اعتماد محتاج همياري و كمك هستند . گذشته از اين طلاق پديده‌اي است كه بر تمامي جوانب جمعيت يك جامعه اثر مي‌گذارد ، زيرا از طرفي بر كميت جمعيت اثر مي‌نهد ،‌ يعني واحد مشروع و اساسي توليد مثل يعني خانواده را از هم مي‌پاشد ، از طرف ديگر بر كيفيت جمعيت نيز اثر مي‌گذارد ، زيرا موجب مي‌شود فرزنداني محروم از نعمت‌هاي خانواده تحويل جامعه گردند كه احتمالاً فاقد سلامت كافي رواني در احراز مقام شهروندي يك جامعه‌اند . بنابراين آسيب اجتماعي ناشي از اين اقدام نه تنها متوجه اعضاء خانواده ، بلكه متوجه كل جامعه و نسل آينده مي‌باشد .
زنان و طلاق
در كتاب خانواده در امروز و فردا نوشته‌ آلاكوونتو آمده است :
در روزگار پيشين ، طبيعت انسان با امروز فرق داشت . در آن روزگار نه مردي بود و نه زني ، در نتيجه نه دعوايي بوده و نه برخوردهاي خانوادگي ، در آن روزگار مرداني زندگي مي‌كردند كه در جنسي بودند . آنها بي‌اندازه عاقل ، مهربان و خوش‌ قيافه بودند . آنها همچنين بي‌اندازه قوي بوده و هرسال نيز قدرتمندتر مي‌شدند . در يك روز آفتابي توجه زئوس ( يكي از خدايان در افسانه‌هاي يونان قديم ) به اين طبقه از موجودات معطوف گشت و از ترس اينكه مبادا آنها خيلي قدرتمند شوند و ادعاي خدايي كنند ، آنها را به دو قسمت مرد و زن تقسيم كرد و در تمام جهان پراكند . از اين روست كه انسان هميشه به دنبال نيمه گمشده خود مي‌گردد … و در بعضي مواقع انسان نيمه دوم خود را پيدا نمي‌كند ، بلكه نيمه كسي ديگري را مي‌يابد .
اين افسانه نشان‌گر اين است كه زن و مرد براي يكديگر آفريده شده‌اند همانگونه كه پيوند آنها طبق آيين‌ و قراردادهاي رسمي و اجتماعي برقرار مي‌شود . اما چنانچه طرفين به دلايل گوناگون شخصيتي ، محيطي و اجتماعي با يكديگر زندگي كنند به ناچار بايد طبق مقررات و ضوابطي هم از هم جدا شوند و اين حق را دارند كه دوباره در صدد برآيند تا جفت مناسب و در خور خود را بيابند .
متأسفانه در جامعه ما شمار جدايي زن و شوهرها رو به افزايش است و در حال حاضر در برخي از كشورهاي صنعتي پيشرفته نيز ميزان طلاق تا رقم 50 درصد افزايش يافته است . اين گفته بدان معني است كه نيمي از زنان و مرداني كه روزي با شوق و هيجان ازدواج مي‌كردند ، تصميم گرفته‌اند اين پيوند را پس از مدتي از هم بگسلانند . دشواري‌هاي اين جدايي گاهي چنان ناگوار است كه منجر به سرخوردگي يا افسردگي نه تنها در والدين به ويژه مادران ، بلكه آسيب‌هاي رواني جبران ناپذيري در فرزندان خواهد شد . در سال‌هاي اخير مسأله طلاق چنان متداول گشته كه نيمي از ازدواج ها قبل از پايان ده‌ سال به جدايي مي‌كشد . با اين همه و با وجود متداول شدن اين پديده ، طلاق هنوز يكي از بحران‌هاي وحشتناك زندگي به شمار مي‌آيد . بنابراين هرچه ديدگاه‌ ما در زمينه بررسي طلاق فني‌تر باشد احتمال كاهش بحران و يافتن راه‌حل‌هاي منطقي و مؤثر براي آن ، بيشتر خواهد بود . در حقيقت مطالعه و بررسي مسايل زناشويي و مشكلات ناشي از قطع اين پيوند در حوزه روانشناختي و به ويژه روانشناسي مشاوره است . در اين رشته از روانشناسي كاربردي ، سه موضوع اساسي تحصيل ، شغل و زناشويي مورد بررسي قرا رمي‌گيرد كه اركان اصلي زندگي اجتماعي هر فرد است . بنابراين مي‌توان با بررسي و ارزيابي كارآيي و حسن سلوكي كه فرد از خود نشان مي‌دهد .
موقعيت و پيشرفت او را دراين سه زمينه پيش‌بيني كرد ، گرچه قبل از پيمان زناشويي ، ميزان تحصيل و موقعيت اجتماعي معيارهاي مهمي در انتخاب همسر به شمار مي‌آيند ، ليكن در اين ميان ، زناشويي حوزه‌اي است كه بر نتايج تحصيل و شغل تأثير مستقيم مي‌گذارد.
چنانچه ازدواج به موفقيت نينجامد و زن و شوهر نتوانند به تفاهم كافي برسند ، ثمره‌هاي تحصيل و شغل عمداً به هدر خواهد رفت و ازدواج نافرجام سوابق تحصيلي و شغلي او را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد تا آنجا كه به آشفتگي روحي و اختلال شخصيت منجر مي‌گردند . دلايل بيشماري را مي‌توان ذكر كرد كه يك ازدواج را به ناكامي و بن‌بست بكشاند ، بعضي از دلايل مورد نظر را مي‌توان در خلال مصاحبه‌هاي به عمل آمده ملاحظه كرد :
به طور مثال در مصاحبه‌اي كه از خانم 30 ساله‌اي در يكي از دادگاه‌هاي عمومي به عمل آمد ايشان وضعيت خود را اين‌طور تشريح كرد : پس از آن كه داراي فرزند گرديدم متوجه شدم كه همسر دوم آن مرد هستم . با اين وجود آن وضعيت را تحمل كردم و با آن مرد كه از شهرستان تبريز بود زندگي را ادامه دادم تا اينكه شوهرم زن سوم خود را گرفت و مي‌خواست مرا طلاق دهد ، هرچه التماس كردم به حرف‌هايم توجهي ننمود و مرتباً تكرار مي‌كرد كه من سواد درستي ندارم و زشتم و الان با امتناع من از طلاق گرفتن ،‌كارمان به دادگاه كشيده شده است . به نظر مي‌رسد دلايل طلاق را مي‌توان در مشكلات ناشي از اختلاف سطح تحصيلات زوجه با زوج ‌،‌ عدم مسؤوليت‌پذيري مرد ، كاهش علاقه زوج و ضعف قوانين در برخورد با رفتار مرد دانست .
در مصاحبه ديگري كه با زوجه مردي 46 ساله و داراي مدرك ليسانس در رشته مديريت به عمل آمد مشخص شد 15 سال از ازدواج آنها مي‌گذرد ولي صاحب فرزندي نشده‌اند . زن در مهد كودك مشغول كار است و دائماً به علت اخلاق تند همسرش درگير جر و بحث‌ها و دعواهاي مداوم است . با تداوم دعواها ، لجبازي زن نيز افزايش مي‌يابد و مرد چند رتبه دعوا را با كتك‌كاري خاتمه داده است . با قهر نمودن زن و رفتن به منزل پدرش ، طلاق راه‌حل قطعي شناخته مي‌شود . دلايل اختلاف زوجين را مي‌توان در بي‌فرزندي آنها ، رفتارتند مرد ، بي‌علاقگي زن و عدم همفكري صحيح و مؤثر آنها براي رسيدگي به مشكلاتشان و قبول بچه‌اي به فرزندخواندگي يافت .
مصاحبه سوم با زني بود كه علي‌رغم زندگي خوب و همسري با وضعيت مالي قابل توجه ، تقاضاي طلاق كرده بود ؛ دليل عمده وي براي تقاضاي طلاق ، اعتياد همسرش ذكر گرديد . با دستگيري مرد و زنداني شدن وي ، زن تقاضاي طلاق را پي‌گيري نموده است
مصاحبه چهارم با دختر دانشجويي صورت گرفت كه در رشته ادبيات تحصيل مي‌كرد و 27 سال سن داشت . وي به اتفاق پدرش جهت رسيدگي به پرونده طلاقش به دادسرا آمده بود . در مصاحبه اعلام نمود يك سال پيش با پادرمياني خانواده‌هاي آشنا و فاميل ، جوان فوق ليسانسي را جهت ازدواج به خانواده‌ام معرفي نمودند كه به علت سطح تحصيلات وي موافقت نمودم ولي متأسفانه پس از سه ماه كه از عقد ما مي‌گذشت شاهد رفتارهاي عجيب و غربي از وي بوديم كه شك ما را برانگيخت . با پي‌گيري متوجه شدم كه وي بيمار رواني بوده و تحت درمان است و خانواده‌اش اين مسأله را از ما پنهان كرده‌اند . با تماس با روانپزشك معالج همسرم وضعيت وي علني شدو الان 4 ماه است كه تقاضاي طلاق داده‌ايم و پرونده‌مان در جريان رسيدگي است . با پنهان كردن بيماري مرد ، نه تنها خانواده وي سودي نبرده‌اند بلكه با احساسات و عواطف و آرزوهاي يك جوان نيز بازي كرده‌اند و مي‌بينيم كه يكي از دلايل طلاق كه بعدها صورت مي‌گيرد پنهان كردن وضعيت مالي ، اجتماعي و رواني زوجين توسط خانواده‌هاست . به اين اميد كه با ازدواج ، كارها به خودي خود درست شوند در صورتي كه امروزه ثابت گرديده بنيان و شالوده‌ي سستي كه ما اقدامات خود را بر آنها بنا مي‌گذاريم ( مانند پنهان كاري ، دروغ گويي و كتمان شرايط موجود ) با ازدواج نه تنها قوام نمي‌گيرد بلكه سست‌تر نيز مي‌گردد .
بنابراين كاملاً مشخص است كه بار سنگين مسؤوليت زندگي خانوادگي را بايد به كسي سپرد كه هم از لحاظ جسمي و رواني به بلوغ رسيده باشد و هم بتواند از لحاظ اقتصادي – اجتماعي جوابگوي نيازها خود و خانواده‌اش باشد . بنابراين زناشويي حياتي‌ترين و سرنوشت‌سازترين تصميمي است كه فرد در زندگاني خود مي‌گيرد به گونه‌اي كه زناشويي موفق تصميم‌گيري در زمينه‌هاي تحصيلي ، شغلي و اجتماعي را شكوفاتر گردانيده و زناشويي ناموفق تصميم‌گيري‌هاي فوق را تضعيف مي‌سازد .

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:15 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول
 سپاس شده توسط: KIAN-IRAN ، شادی
صفحه 2 (آنچه در بالا آمده است، نخستین ارسال این موضوع می باشد)
ارسال: #11
RE: تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
آسيب شناسي طلاق


چكيده: در اين مقاله به آسيب شناسي طلاق مي پردازيم اگر چه طلاق به خودي خود آسيب زا نيست اما ممكن است اثرتي داشته باشد كه به خصوص اين اثرات براي فرزندان طلاق مي تواند اثرات منفي به دنبال داشته باشد همچنين طلاق مي تواند براي يكي از زوجين كه آمادگي طلاق نداشته است اثرات منفي به دنبال داشته باشد. در اين مقاله به تحقيق در مورد علت طلاق و آثار منفي آن بر روي فرد و فرزندان طلاق صورت گرفته است. از آنجا كه خانواده اولين پايگذار شخصيت و ارزشها و معيارها است نقش مهمي در تعيين سبك و خط مشي زندگي آينده فرد بازي مي كند همچنين خانواده يكي از اساسي ترين نهاده هاي اجتماعي است به همين دليل هر گونه اختلافي در خانواده به وجود آيد تاثير مخربي نيز در اجتماع مي گذارد. طلاق عبارت است از جرياني فسق قرارداد بين دو زوج كه از جمله علل آن 1ـ عدم تفاهم زوجين 2- اختلاف طبقاتي 3ـ تفاوت سطح تصحيلات 4ـ اعتياد 5ـ پرخاشگري زوجين 6ـ فقر 7ـ آرزوهاي بلند و زياده خواهي زوجين 8ـ بيكاري همسر. تاثير طلاق بر فرزندان بيشتر است به ويژه در كودكان پيش دبستاني زيرا سطح رشد شناختي آنها هنوز در حدي نيست كه بفهمند چه اتفاقي افتاده است و شايد در علت جرايي والدين دچار سوءتعبير شوند و خود را مقصر بدانند. نوجوانان و جوانان درك بهتري از طلاق دارند اين فرزندان معمولا زماني كه مجبورند خود را با نا پدري و نامادري و فقر دهند. ميزان آسيب پذيري آنها بيشتر شده و گرايش آنها به فرزندان از خانه و اعتياد و ... افزايش مي يابد. تنها در جامعه طلاق شرعي نداريم گاهي در خانواده ها طلاق خاموش يا عاطفي به وجود مي آيد كه باعث روابط ضعيف در خانواده مي شود كه آثار منفي آن از طلاق بيشتر است و باعث گريزان شدن فرزندان از محيط آگاهي و ايجاد مركز مشاوره خانواده از جمله راههاي كاهش نسبي در محيط خانواده دست مي يابند. از جمله راههاي كاهش طلاق بالا بردن سطح آگاهي و ايجاد مركز مشاوره خانواده است. رسانه هاي جمعي به خصوص صدا و سيما نيز مي توانند كمك بزرگي در اطلاع رساني در زمينه ازدواج داشته باشد. بايد تا حد امكان حقيقت را براي كودكان بيان كينه چون در غير اين صورت دلايل اشتباهي همه براي طلاق تصور خواهند كرد و از نظر رواني صدمه زيادي خواهند ديد. بعد از طلاق زن و مرد بايد شراكت خود را در نقش پدر و مادر حفظ كنند و در جهت ارضا نياز هاي رشدي فرزندانشان با هم همكاري كنند مخصوصاً در زمان نوجواني فرزند پدر و مادر بايد موضوع مشتركي در برابر و ايجاد كنند.

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:28 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول
ارسال: #12
RE: تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
طلاق بحرانی جهانی

طلاق یک پدیده و اقدام مذمومی است که زشتی و ذمت این عمل و اقدام بر همه افراد در همه جوامع آشکار است ، اما بروز همین پدیده در کشورهای مختلف و در بین جوامع متفاوت است.
طلاق در کشورهای غربی به دلیل آنکه پایه های انسجام و ماندگاری خانواده ها چندان استوار نبوده به سرعت اتفاق می افتد و براساس آمار و اطلاعات مطبوعات غربی بیشتر این جدایی ها ریشه در مسایل اخلاق دارد ، اما زوجین در فاصله ای کوتاه اقدام به ازدواج مجدد می کنند.
در کشورهای آسیایی و در حال توسعه طلاق به سرعت اتفاق نمی افتد ، اما با صنعتی شدن جوامع در آسیا و جهان سوم این پدیده در این جوامع نیز رو به رشد است.
براساس سنت ها طلاق در کشورهای آسیایی در نوع خود بسیار متفاوت تر از غرب است و در حالی که در کشورهایی مانند ایران که معمولا مردم " خانواده ها " با هم دیالوگ های طولانی در شبانه روز دارند ، رخ می دهد؛ و این وضع می تواند کل یک خانواده را دچار مشکل سازد همانطور که ارد بزرگ می گوید : "گسستن دو همسر می تواند خاندانی را از هم بپاشد". اما این شرایط در کشور ژاپن دقیقا برعکس است زنان و مردان ژاپنی در سکوت و کمترین صحبت ممکن در حال جدا شدن از هم هستند.
نتایج یک تحقیق و بررسی در ژاپن فاش کرده است که زوج های ژاپنی در طول شبانه روز بسیار اندک با یکدیگر صحبت می کنند و در فکر گرفتن طلاق هستند.
این بررسی نشان می دهد که 40 درصد از زوج های ژاپنی بسیار کم صحبت هستند و کمتر از 30 دقیقه در شبانه روز با هم صحبت می کنند.
زنان ژاپنی بیشتر از مردان به گرفتن طلاق فکر می کنند و عملا زندگی با همسر خود را غیر ممکن می دانند.
نتایج این بررسی از هزار و 200 زوج ژاپنی فاش کرد که زوج هایی که در سن بالای 40 سالگی به سر می برند، کمترین زمان را برای گفت‌وگو با یکدیگر صرف می کنند که از نیم ساعت در شبانه روز کمتر است.
این در حالی است که بیش از یک سوم این زوج ها، هیچ عشق و علاقه ای به شریک زندگی خود ندارند و در اندیشه جدا شدن هستند.
در عین حال زنان ژاپنی اشتیاق بیشتری برای جداشدن از همسران خود نشان می دهند.
این بررسی نشان داد که عمده ترین شکایت زنان از شوهرانشان، سیگار کشیدن زیاد، نوشیدن مشروبات الکی و نامرتب بودن ظاهر آنهاست در حالی که شوهران از شلختگی، نداشتن مهارت در آشپزی و اندام نامناسب زنان خود رنج می برند.
رسانه های داخلی ژاپن از افزایش طلاق در این کشور در سال 2007 خبر دادند، بعد از اینکه قانون جدیدی در این کشور به همسران سابق حق داد نیمی از حقوق و درآمد فرد را تصاحب کنند
در ایران نیز میزان طلاق کم نیست و براساس آمارهای ارایه شده از مراجع ذیربط به ازای 12تا14ازدواج در ماههای اخیر در سال 1386حدود پنج یا شش مورد به طلاق می انجامد .
کارشناسان اعتقاد دارند که شهر نشینی و زندگی صنعتی " ماشینی" این بلا را بر سر خانواده ها آورده است و نفوذ فرهنگ غرب و وجود ماهواره ها و وسایل ارتباط جمعی در این زمینه بی تاثیر نیست.
ما امیدواریم که مسوولان دست اندر کار و کارشناسان طرح و فکری عملی بیندیشند تا هر چه بیشتر از میزان طلاق ها در کشور کاسته شود و کانون خانواده ها گرم و گرمتر بماند .
تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات
و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت
و تگ های این مطلب :کتابخانه مجازی ، بهترین سایتها ،پایان نامه دانلود
و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه ، سایت دانلود مقاله ، عکس

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:29 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول
ارسال: #13
RE: تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
همه چيز درباره پديده شوم طلاق و علل شكست در ازدواج

شامل چندين مقاله و قسمت مختلف در اينباره

قسمت اول:

علل شكست در ازدواج

متاسفانه چیزی در حدود %50 از ازدواجها با شکست رو برو میشود و بسیاری از آنها حتی یک سال هم دوام نمی آورد. فهـمیدن عـلت شکست ایــن ازدواج ها می تواند به شما در بهـبـود زنـدگـی زناشویی خودتان کمک کند. برخی از عوامل دخیـل در شـکست ازدواج شـامـل ضـعـف در بـرقراری ارتباط، مشـکلات مـالـی، و شرایط محیطی است. همه این مسائل در ازدواج هـای ـسالم و بـادوام هـم وجـود دارنـد، امـا اگـر بـه طـریق منـاسـب با آنـها بــرخورد نشود، منجر به شکست آن ازدواج خواهد شد.

برقراری ارتباط و گفتگو یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت در ازدواج اسـت. بــدون برخورد و مکالمه درست، اختلافات و جر و بـحـــث ها به مشکلات بسیار بزرگی تبدیل می شوند. اگر زن و مرد مهارت های ارتباطی لازم برای حل و فصل اختلافاتشان را نداشته باشند، حتی کوچکترین مشکلشان، غیرقابل حل خواهد شد. گفتگو باعث رشد و پیشرفت رابطه ها می شود و به طرفین فرصت می دهد تا رویاها، نگرانی ها، امیدها و آرزوهایشان را با یکدیگر سهیم شوند. بدون آن زن و مرد قادر نخواهند بود آنطور که باید و شاید به یکدیگر نزدیک شده و با هم صمیمی شوند. ارتباط و مکالمه همچنین به زن و مرد فرصت می دهد تا مشکلاتشان را به طریقی سالم حل و فصل کنند. اگر یکی از طرفین یا هر دو آنها فاقد مهارتهای ارتباطی باشد، حل مشکلات بسیار دشوار خواهد شد، چون زن و مرد قادر نخواهند بود نقطه نظرات و حرف های همدیگر را به درستی بفهمند و درک کنند. اگر ازدواجی دچار مشکل شده است، زن و مرد باید روی مهارت های ارتباطی خود تا حد ممکن کار کنند تا بتوانند ازدوجشان را نجات دهند. فقدان مهارت های صحیح ارتباطی باعث شکست ازدواج خواهد شد.



ممکن است عشق یارای مقابله با همه مشکلات را داشته باشد، اما گاهی اوقات وقتی دو طرف با مشکلات جدی مالی روبه رو هستند، حتی عشقشان هم نمی تواند به کمکشان بیاید. ممکن است خودِ مشکلات مالی باعث شکست یک ازدواج نشود، اما فشار و بحران های ناشی از آن در این زمینه بسیار مؤثر است. برخورد و کنار آمدن با مشکلات مادی کار بسیار دشواری است که فشار بسیار زیادی بر هر دو طرف رابطه وارد می آورد. این فشار خود به تنهایی برای ویران کردن پایه های یک ادواج سالم کافی است. اگر یکی از طرفین ازدواج خود را در مسائل مادی غرق کند، قادر نخواهد بود به جنبه های دیگر ازدواج نیز توجه داشته باشد. این رفتار مسامحه کارانه باعث خواهد شد که طرف دیگر احساس کند مورد بی تفاوتی و بی توجهی همسر خود قرار گرفته است که بسیار ویرانگر است.

محیط و شرایط پیرامون ازدواج نیز گاهي ممکن است باعث شکست ازدواج شود. ازدواجهای مصلحتی، ازدواج سالمی نیست. وقتی تصمیم ازدواج بر مبنای چیزی جز عشق واقعی باشد، حالت معامله به خود می گیرد. یکی از نمونه های این نوع ازدواج، ازدواج هایی است که طرفین به خاطر فشاری که از طرف خانواده یا دوستان و اطرافیان متحمل می شوند، تن به آن می دهند، یا برخی دیگر که به خاطر صاحب فرزند شدن ازدواج می کنند. هیچیک از این دلایل نمی تواند دلیل سالم و صحیح برای ازدواج باشد و بدن شک به طلاق منجر خواهد شد. یکی دیگر از این عوامل محیطی ازدواج کردن در سنین پایین است. البته سن ازدواج به خود فرد و آمادگی های او بستگی دارد، اما اکثریت اعتقاد دارند که ازدواج در نوجوانی یا ابتدای بیست سالگی صحیح نیست. ازدواج کردن قبل از اینکه فرد فرصت لذت بردن از زندگی را داشته باشد می تواند باعث بی میلی در ازدواج شده و به شکست آن منجر شود.



یکی دیگر از دلایلی که می تواند منجر به شکست ازدواج ها شود، جامعه است که اهمیت کمی به ازدواج قانونی می دهد. امروزه زن و مرد می توانند به راحتی با یکدیگر زندگی کنند، و حتی صاحب فرزند شوند درحالیکه قانوناً زن و شوهر نیستند. این انحطاط جامعه می تواند دلیل بسیاری از طلاق ها باشد. با این روند، زوج ها تلاش کمتری برای نگاه داشتن زندگیشان می کنند و با هر مشکل کوچکی تقاضای طلاق کرده و زندگیشان را رها می کنند.



خیلی از ازدواج ها حتی قبل از شروع هم دچار مشکل هستند. از آنجا که ازدواج دیگر قدم ضروری برای ایجاد رابطه با جنس مخالف نیست، زوج ها تمایل بیشتری به طلاق پیدا میکنند و برای حل مشکلاتشان تلاش نمی کنند. ضعف در برقراری رابطه و مشکلات مالی و همچنین شرایط محیطی از عوامل موثر شکست در ازدواج هستند.

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:32 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول
ارسال: #14
RE: تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
نگاهی به ابعاد مختلف طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی

معضلات اجتماعی مانند افزایش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در میان جوانان، این روزها مورد بحث رسانه های همگانی و موضوع بسیاری از همایش ها و سمینارها در سراسر کشور قرار گرفته و بسیاری از آنها حاوی آمارهای بسیار تکان دهنده ای است.

بی تردید افزایش دامنه آفت های جامعه که باید دست اندرکاران امور تعلیم و تربیت و فرهنگ سازی کشور را به تامل و چاره اندیشی اساسی وادارد، معلولی بیش نیست. برای تجهیز و مقابله با این پدیده های ناهنجار، ابتدا باید علل و ریشه های بروز این مساله مهم را شناسایی کنیم، در غیر این صورت هر راه حلی اگرچه با صرف هزینه های زیاد، بی تاثیر خواهد ماند. به این ترتیب، درخواست طلاق هنگامی صادر می شود که هرگونه امید و تلاش برای دستیابی به کانون گرم زندگی مشترک بی پاسخ می ماند و واقعیتهایی رخ می دهد که دستیابی به آرزوها را ناممکن می سازد و آنگاه تنها راه رهایی به جدایی ختم خواهد شد. اما روانشناسان معتقدند: زندگی مجموعه ای از افتادن ها و برخاستن ها، لذت ها و تلخکامی ها، خواب ها و بیداری های هدفدار است، این که تصور کنیم همه امور باید موافق میل و خواسته ما تحقق پذیرد، تصویری اشتباه است.

اصولاً خانواده ای را نمی توان سراغ گرفت که در آن به هیچ وجه اختلاف فکر و سلیقه وجود نداشته باشد، هر انسانی ذوق و سلیقه ای مخصوص به خود دارد. اما برای دستیابی به آرامش باید این ذوق و سلیقه را به هم نزدیک کرد، زیرا انسان ها تنها در سایه توافق ها می توانند در کنار هم زندگی کنند نه اختلاف ها. از سوی دیگر، در زندگی مشترک بی اعتنایی به پیمان زندگی، خودخواهی ها و تنگ نظری ها، بی حوصلگی و بی توجهی به سرنوشت یکدیگر، اختلاف در سلیقه ها، فزون طلبی ها، تنوع جویی ها، عدم رعایت وظایف فرد است که "طلاق" را می آفریند و این پایان مشکلات نیست، بلکه سرآغاز ویرانی است و معضلات جدید را به وجود می آورد.

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:32 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول
ارسال: #15
RE: تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
● طلاق چیست؟

طلاق از نظر لغوی به معنی رها شدن می باشد و در اصطلاح عبارت از پایان دادن زناشویی به وسیله زن و شوهر. طلاق را اغلب راه حل رایج و قانونی عدم سازش زن و شوهر، فروریختن ساختار زندگی خانوادگی، قطع پیوند زناشویی و اختلال ارتباط والدین با فرزندان تعریف کرده اند.

در حقیقت همانگونه که پیوند بین افراد طبق آیین و قراردادهای رسمی و اجتماعی برقرار می شود. چنانچه طرفین نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی، محیطی و اجتماعی و … بایکدیگر زندگی کنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطی از هم جدا می شوند.

از این نظر خانواده همچون عمارتی است که زن و شوهر ستون های آن را تشکیل می دهند و فروریختن هرستون استحکام و استواری عمارت را دچار تزلزل و گسستگی می کند. طلاق با این دید، یکی از غامض ترین پدیده های اجتماعی، ارکان خانواده را در هم ریخته و بیشتر اثرات مخرب خود را بر روی فرزندان برجای می گذارد. طلاق گسستن و فروپاشیدن و نابودی کانون گرم و آرامبخش زندگی است که اثرات جبران ناپذیری بر اعضای خانواده می گذارد.

در تحقیقی که توسط "جی هبر" (۱۹۹۰) صورت گرفت مشخص گردید ازدواج هایی که به طلاق منجر شده اند، کاهش شدیدی در اعتماد به نفس اعضای خانواده به وجود می آورد. چنین کمبودی می تواند ماهیتی اجتماعی، روانی یا جسمی باشد. کاهش اعتماد به نفس درنتیجه طلاق منشا مهم اختلالات اعضای خانواده در حین و بعد از طلاق می باشد.

در این تحقیق همچنین مشخص شد نه تنها طلاق سطح اعتماد اعضای خانواده را کاهش می دهد، بلکه باعث می گردد یکی از ازدواج ها یا هر دو به طور قابل ملاحظه ای احساس پوچی کنند. این تحقیق مدلی را نشان می دهد که در آن افراد از هم جدا شده به علت کاهش اعتماد محتاج همیاری و کمک هستند. گذشته از این طلاق پدیده ای است که بر تمامی جوانب جمعیت یک جامعه اثر می گذارد، زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد، یعنی واحد مشروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می پاشد، از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت نیز اثر می گذارد، زیرا موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده تحویل جامعه گردند که احتمالاً فاقد سلامت کافی روانی در احراز مقام شهروندی یک جامعه اند. بنابراین آسیب اجتماعی ناشی از این اقدام نه تنها متوجه اعضای خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آینده می باشد.

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:33 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول
ارسال: #16
RE: تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
● ابعاد مختلف آسیب های ناشی از طلاق

"پل بوهامون" نشان داده است که طلاق بدان سبب مساله غامضی است که همزمان شش بعد را در نظر می گیرد، این ابعاد عبارتند از:



۱) طلاق عاطفی:

زن و شوهر عواطف خود را از یکدیگر دریغ می دارند و روی از هم بر می تابند، زیرا اعتمادشان به یکدیگر و جذابیتشان برای هم به پایان رسیده است.

۲) طلاق اقتصادی: وقتی خانواده ای از هم می پاشد، تصفیه اقتصادی یعنی تقسیم اموال و دارایی آنها در دو سهم ضرورت پیدا می کند.



۳) طلاق قانونی:

در دادگاه پایان رسمی ازدواج و همراه آن شرایط اجازه ازدواج مجدد برای طرفین اعلام می گردد.



۴) طلاق توافقی والدین:

تصمیماتی که درباره حضانت فرزندان، دیدار بعدی آنان، مسئولیت های هریک از والدین از نظر مالی و تربیت کودکان و غیره اتخاذ می گردد.



۵) طلاق اجتماعی:

تغییراتی است که در رابطه با دوستان و آشنایان اتفاق می افتد، به این معنا که چون از وقوع طلاق اطلاع پیدا می کنند، هریک به گونه ای واکنش نشان می دهند.



۶) طلاق روانی:

وقتی ازدواجی گسسته شد، احساس همدلی از بین می رود و مفهوم "خود" تغییر می کند. در اینجا طرفین باید درک کنند که دیگر هیچ کدام یک پیوند را تشکیل نمی دهد، زیرا هریک خود را تنها می بیند و این تنهایی برای هریک از آنان یک "ضربه" است.

آمار رسمی طلاق نشان دهنده میزان ناکامی زوجین در زندگی زناشویی نیست. این آمار شامل افرادی که از یکدیگر جدا زندگی می کنند، اما به طور قانونی طلاق نگرفته اند، نمی شود. علاوه بر آن افراد زیادی وجود دارند که از زندگی مشترک خود راضی نیستند، اما به دلایل مختلف از هم جدا نمی شوند. آنها نگران پیامدهای عاطفی، مالی، اجتماعی و فرهنگی طلاق هستند و ترجیح می دهند به خاطر فرزندانشان به زندگی مشترک ادامه دهند. به این ترتیب آمار رسمی طلاق در جامعه درصد ناچیزی از تعداد خانواده هایی که در شرایط “طلاق عاطفی” به سر می برند را نشان می دهد.

کارشناسان معتقدند عوامل مختلف اجتماعی در افزایش میزان طلاق نقش دارد. به اعتقاد آنها به تدریج که زنان از نظر اقتصادی مستقل می شوند آمار طلاق نیز افزایش می یابد. با افزایش سطح درآمدها زنان مجبور به تحمل نارسایی های زندگی مشترک برای تامین مایحتاج اولیه زندگی خود نیستند.

محمد اکبری (آسیب شناس اجتماعی)در این باره می گوید: "معمولاً بیشتر ازدواج ها بر پایه عشق و علاقه صورت می گیرد، اما همیشه آینده مطابق با آن چه فکر می کنیم پیش نمی رود و گاهی در زندگی مشترک اتفاقاتی رخ می دهد که باعث می شود به ناگاه تمام تصورات ما فرو بریزد. در این شرایط اگر دو طرف نتوانند بنا به شرایطی که وجوددارد از هم جدا شوند به ناچار مجبور خواهند شد با سخت ترین شرایط تا پایان عمر، زندگی خود را با طلاق عاطفی سپری کنند.

وی درباره عواقب چنین روندی در زندگی توضیح می دهد: "تفاوت های فردی یک اصل مسلم غیرقابل انکار است که برای نظام اجتماع و طبیعت ضروری است و به پیروی از این اصل طبیعی اگر هم بین زن وشوهر اختلاف وجود داشته باشد این اختلاف ها می تواند با گذشت و چشم پوشی برطرف شود. در حالی که اگر این فاصله زیاد شود عوارضی متوجه زن و مرد و فرزندان می شود و البته اگر بالاخره جدایی رخ دهد به خصوص در ایران بیشترین عوارض جدایی را زن متحمل می شود. آن هم به دلیل نوع نگاه جامعه به قشر زن، محدودیت های اجتماعی و نوع نگاه مردان به زنان مطلقه، که آنها را در وضعیت دشواری قرار می دهد که به همین دلیل هم بسیاری از زنان ترجیح می دهند به زندگی مشترک ادامه دهند و با ناامنی های روانی و اجتماعی بعد از طلاق مواجه نشوند"

به گفته این آسیب شناس، طلاق عاطفی پدیده ای فراگیر در کشور است، مساله ای که به دلیل محدودیت های اجتماعی و فرهنگی، مشکلات مالی، اجبار خانواده ها و عوامل دیگری که اجازه جدایی زن و شوهر را نمی دهد، خانواده های زیادی را وادار می کند در شرایطی که زن و مرد از نظر روانی علاقه ای به ادامه زندگی مشترک ندارند، پس از یک دوره طولانی دعوا و کشمکش، از مرحله دشمنی و تنفر عبور کنند و به وضعیت "بی تفاوتی" برسند. به اعتقاد وی بی تفاوتی آخرین مرحله روابط بین زن و شوهر است که در آن اصل "بود و نبود" همسر فرقی برای زوجین نمی کند بلکه مسائل جنبی دیگر زندگی ازجمله مسائل مالی و امنیت اجتماعی زن است که احساس نیاز به همسر را شکل می دهد. در چنین شرایطی میزان ناهنجاری های اجتماعی افزایش پیدا می کند و موجب به وجود آمدن ارتباطات خارج از چارچوب خانواده می شود. ضمن آن که به گفته اکبری در مرحله طلاق عاطفی اگرچه زوجین در زیر یک سقف زندگی می کنند، ولی به لحاظ عاطفی و اجتماعی جدا هستند و در همین زمان اغلب انحرافات و آسیب های اجتماعی رخ می دهد.

با توجه به مطالب ذکرشده باید به خاطر سپرد که ارتباط، موضوعی دوسویه و جاده‏ای دوطرفه است. نمی‏توان و نباید انتظار داشت که یکی از زوجین تحقیر و تهدید کند و در عوض، انتظار لطف و محبت داشته باشد. اگر بر خانه و در خانه‏ای روح زندگی و جوهر معنی‏دار زندگی حاکم نباشد، آن زندگی، شکل زندگی دارد و خودِ زندگی نیست. بنابراین بر هر زنی و هر مردی لازم است که با خود بیندیشند رمز آرامش و ثبات و خوشبختی چیست؟ این رمز کلمه‏ای ۵ حرفی است: "تفاهم"!

تفاهم همان واژه آشنا و دوست‏داشتنی است که بارها و بارها در زندگی خود شنیده‏ایم و یا به کار گرفته‏ایم. از بسیاری از زوج‏های خوشبخت اگر پرسیده شود رمز موفقیت و آرامش در زندگی‏شان چیست، بی‏شک به عنوان کلمه‏ای جادویی این کلمه را بر زبان جاری خواهند ساخت: "تفاهم" و "تفاهم". زن و مرد با هم تفاوت‏هایی دارند و مطلع‏ بودن از کم و کیف این تفاوت‏ها راهگشای تفاهم آنهاست. زوجین گاهی اوقات از دست شریک زندگی خود عصبانی یا کلافه می‏شوند. چرا که انتظار دارند همسرشان عیناً همانند خودشان باشد.

در یک کلام، شناخت خصوصیات و ویژگی‏های زنان و مردان می‏تواند گستره تفاهم را در زندگی مشترک بیشتر و وسیع‏تر نماید. زمانی که زن و مرد قادر باشند به یکدیگر احترام بگذارند و تفاوت‏هایشان را بپذیرند، خوشبختی نیز با تمام زیبایی و شکوهش فرصتی برای شکوفایی پیدا خواهد کرد.

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:33 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول
ارسال: #17
RE: تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
راه ها و دلایل فروپاشي روابط همسران

۱ - سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتي زماني كه ادله كافي در اختيار نداشته باشيد.

۲ - هيچگاه عذرخواهي نكردن، حتي زماني كه تقصير كار بودن شما اثبات گرديده باشد.

۳ - بي‌رحمانه خطاهاي شريك زندگي خود را بازگو كردن.

۴ - ادعاي متعصبانه از آگاهي داشتن از انگيزه‌هاي شريك زندگي بهتر از خود وي.

۵ - تصور آنكه شريك شما مي‌بايد نيازهاي شما را درك كرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد.

۶ - ناديده گرفتن كامل اولويتهاي شريك زندگي و پافشاري بر اولويتهاي خود.

۷ - تصور آنكه نيازهاي جنسي همسر شما و نيازهاي جنسي شما يكسان و مشابه ميباشند.

۸ - عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم كردن.

۹ - شناسايي عيوب و كاستيهاي شخصيتي همسر و اسرار خانوادگي وي، و بهره گيري از آنها براي پيروزي در مشاجرات، زماني كه منطق در ميماند.

۱۰ - بهره‌گيري از عذاب وجدان و حس گناه كار بودن براي به بازي گرفتن، دستيابي به اهداف و يا مجازات همسر.

۱۱ - در شناسايي و يافتن بديها و معايب همسر چيره دست بودن، اما هيچگاه خوبيها و محاسن وي را بزبان نياوردن.

۱۲ - كوتاه نيامدن به هيچ قيمتي، و كشاندن مجادله تا جايي كه همسر از خانه بگريزد.

۱۳ - هيچگاه رها نكردن گذشته، و بازگويي و باز آفريني آن به كرات.

۱۴ - ابراز وابستگي شديد به همسر خود، وادعاي آنكه بي وي و يا در صورت بي‌اعتنايي وي بي‌شك خواهد مرد.

۱۵ - در صورت عدم وابستگي شديد، فاصله گرفتن از لحاظ فيزيكي و احساسي تا حد بي اعتنايي كامل.

۱۶ - قول دادن، وهيچگاه عمل نكردن.

۱۷ - تا حدي متظاهر و دو رو بودن كه همسر نمي‌داند شما چه زمان جدي هستيد.

۱۸ - عذرتراشي هميشگي براي عادات ناپسند خود.

۱۹ - پافشاري براين عقيده كه همواره مطلبي كه شما ميخواهيد بيان كنيد مهمتر از مطلبي است كه همسرتان ميخواهد بگويد، بنابراين حرف وي را قطع ميكنيد.

۲۰ - وانمود مي‌كنيد كه حرفهاي بيان شده همسرتان را كاملا متوجه شده‌ايد، ولو آنكه هيچ چيزي از صحبتهاي وي را نفهميده‌ايد.

۲۱ - به گونه‌اي رفتار ميكنيد كه گويي شما مرتكب هيچكدام از اشتباهات ذكر شده نگرديده‌ايد و اين شريك شماست كه بايد تغيير كند.

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:34 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول
ارسال: #18
RE: تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
خانواده مدرن و رابطه آن با طلاق

يكي از نهادهاي بنيادين حفظ و تربيت نوع انساني خانواده مي‌باشد كه در آن بچه‌ها با فراگيري ارزش‌ها و هنجارها و تربيت رواني مناسب براي ايفاي نقش مثبت در بزرگسالي آماده مي‌شوند. نهاد خانواده را از ابتداي خلقت انسان مي‌توان جستجو كرد. مهمترين عامل فروپاشي اين نهاد ارزشمند، متاركه يا طلاق مي‌باشد.

هرچند طلاق از ابتداي زندگي اجتماعي بشر وجود داشته و حتي طبق قديمي‌ترين اسناد حقوقي، از ابتدا صورت قانوني نيز داشته است؛ ولي در هر عصري درصد نسبي طلاق در حد معقولي بود و جود آن ضرري جبران ناپذيري به بنياد اجتماع وارد نمي‌ساخته است اما امروزه جامعه انساني شاهد افزايش روز افزون نرخ طلاق در جامعه مي‌باشد؛ به طوري كه بيم نابودي بنياد خانواده مي‌رود و بدنبال آن جامعه شاهد روز افزون انحرافات اجتماعي ناهنجاري‌هاي رواني، انواع بيماري‌هاي روان پريشي در افراد مطلقه و فرزندان طلاق مي‌باشد.

اين مقاله درصدد آن است تا با نگاهي اجمالي به تغييرات فرهنگي موجود در جوامع به اصطلاح پيشرفته اروپايي و نگرش آن‌ها به مسئله ازدواج، خانواده و طلاق، دورنماي كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران كه شتابان بدان سو مي‌روند را ترسيم كرده باشد.

بنابراين، در اين مقاله نمي‌توان پديده طلاق را از تمام جنبه‌هاي متعدد آن (جنبه‌هاي: رواني، اقتصادي، حقوقي، جمعيتيا) مورد بررسي قرار داد، بلكه آن‌چه در اين‌جا مد نظر است اين است كه به نقش توسعه غربي در وضعيت طلاق و علل و عوامل گسترش طلاق در جوامع غربي اشاره كرده باشد. فايده اين تحقيق آن است كه از سرنوشت ديگران درس عبرت گرفته و اگر لابد بايد مسير توسعه را پيمود، بدانيم كه چه عناصري از تمدن غرب به چه نتايجي منجر خواهد شد تا در صورت تمايل بتوانيم از عناصر فرهنگي مضر غربي اجتناب شود.

انشاء الله اين تحقيق طليعه‌اي باشد براي مطالعه عميق‌تر مسئوليني كه قصد مدرنيزه كردن جامعه را دارند. تا خداي نكرده اشتباهات ديگران را تكرار ننمايند.



1. تعريف بعضي از مفاهيم كلي

<طلاق> در لغت جدا شدن زن از مرد، رها شدن از قيد نكاح و رهايي از زناشويي است1 و در اصطلاح <طلاق)Divorce( > در نظام‌هاي حقوقي غربي دلالت بر انحلال يك رابطه زناشويي رسمي و قانوني در زماني‌كه هر دو طرف هنوز در قيد حياتند و پس از وقوع آن مي‌توانند بار ديگر ازدواج كنند، دارد.2

<انحلال زناشويي>، )dissolution( مفهوم وسيعي است كه طلاق تنها يكي از اسباب آن است، از اسباب ديگر همانند مرگ يكي از دو همسر يا فسخ ازدواج، مي‌توان نام برد. <انفصال)separation( > به معني جدايي فيزيكي زن و شوهر از يكديگر، در اغلب كشورها فاقد جنبه رسمي و قانوني است. اما امروزه در برخي از كشورهاي غربي به شكلي از انفصال قانوني برمي‌خوريم كه معمولا پيش از طلاق اتفاق مي‌افتد و آن از اين قرار است كه دو همسر توافق مي‌كنند در اقامتگاه‌هاي مجزا به سر برند.

<متاركه)desertion( > نيز به معني انحلال اجتماعي ازدواج، زماني رخ مي‌دهد كه يكي از دو همسر، ديگري را به مدتي طولاني ترك كند و يا از وي دوري گزيند.3



2. نگاهي اجمالي به طلاق در نظام‌هاي حقوقي گذشته

از حيث تاريخي طلاق را به قدمت ازدواج دانسته‌اند، در قديمي‌ترين متن حقوقي بدست آمده مربوط به قانون حمورابي متعلق به تمدن بابل، اين حق براي مرد و در شرايطي براي زن مجاز بود هم‌چنين در يونان باستان مرد حق داشت هر وقت بخواهد و به هر دليلي و بدون هيچ تشريفاتي زن خود را طلاق دهد در تمدن روم باستان پيش از مسيحيت ابتدا طلاق زن ممكن نبود مگر با اثبات زناي وي يا سوء قصد او به جان شوهر ولي از سال 411 ق. م. كه قوانين خاصي به مورد اجرا گذاشته شد، طلاق به طور مطلق براي مرد آزاد شد و از اين تاريخ به بعد آمار طلاق در روم حتي در ميان قيصرها به شدت افزايش يافت ولي پيش از ظهور مسيح( دوباره شروطي براي انجام طلاق در نظر گرفته شد. در مصر باستان نيز هيچ قيدي براي طلاق قائل نبودند و مرد هر زمان كه مي‌خواست ، مي‌توانست همسرش را طلاق دهد. در ميان پيروان بودا نيز مرد مي‌توانست هر زمان كه بخواهد همسرش را طلاق دهد در ميان برهمن‌ها طلاق ممنوع بود در ميان اعراب جاهلي نيز طلاق كاملا شايع بود محدوديتي براي طلاق وجود نداشت . در آيين يهود به مجرد اين‌كه مرد همسرش را نپسندد، حق دارد او را طلاق دهد، ولي به مردم توصيه مي‌شود كه تنها به دليل موجهي مانند كاستي‌هاي جسماني يا اخلاقي، همسر خويش را طلاق دهند. در مسيحيت كاتوليك (كه متاثر از قوانين روم باستان مي‌باشد) براي هيچ كدام از زن و مرد حق طلاق وجود ندارد و تنها زماني‌كه زن مرتكب زنا شده باشد مرد مي‌تواند او را طلاق دهد.4

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:34 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول
ارسال: #19
RE: تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
1.2 طلاق در اسلام

اسلام، ازدواج را به عنوان يك پيوند مقدس و داراي كاركردهاي متعدد فردي و اجتماعي ضروري، مورد تا‡كيد فراوان قرار داده است و طلاق را في نفسه امري منفور و ناپسند (داراي كراهت بسيار شديد) معرفي مي‌كند و تمام تلاش و كوشش خود را در جهت پرهيز خانواده‌ها از طلاق به كار مي‌بندد، ولي در عين حال در مواردي كه مصالح مهم‌تر ايجاب كند ممنوعيتي براي طلاق قائل نشده است. بر همين مبنا در كتب روايي ما نيز دسته‌اي از روايات پديده طلاق را بسيار مبغوض و منفور معرفي كرده‌‌اند، درحالي‌كه دسته ديگر طلاق را در شرايط خاصي مجاز و احيانا لازم دانسته‌اند؛ بطور كلي مي‌توان گفت كه اسلام طلاق را به خودي خود مبغوض مي‌شمارد و در جهت منصرف كردن افراد از آن تمام تلاش خود را بكار مي‌گيرد. با وجود اين در مواردي كه كاركردهاي مطلوب خانواده با اختلالات جدي روبه رو شود و ادامه زندگي مشترك مفاسدي بيش از پيامدهاي منفي طلاق، به بار آورد اسلام حكم به جواز يا رجحان و احيانا لزوم طلاق كرده است5

در خصوص اهميت بناي خانواده در اسلام بايد گفت كه: توصيه‌هاي فراوان اسلام در مورد بردباري و گذشت همسران نسبت به يكديگر و تحمل نارسايي‌هاي اقتصادي و ديگر مشكلات زناشويي از آن حكايت دارد كه اسلام در صورت وجود مشكلات قابل تحمل نيز طلاق را مبغوض مي‌شمارد و تا حد امكان مي‌كوشد از فروپاشي بناي مقدس خانواده جلوگيري كند. ولي مهم آن است كه اسلام براي تحقق اين هدف عمدتا بر راهبردهاي اخلاقي و تربيتي تاكيد كرده و كمتر به ممنوعيت‌هاي قانوني توسل جسته است. دليل اين امر تا حدودي روشن است : ايجاد محدوديت‌هاي شديد قانوني براي طلاق كمك چنداني به تحكيم روابط زناشويي نمي‌كند؛ زيرا در فرضي كه ازدواج دچار اختلال گرديده ، با منع قانوني طلاق معمولا جايگزين‌هاي نامطلوبي هم‌چون متاركه يا جدايي غير رسمي، طلاق عاطفي ناشي از سردي بيش از حد روابط و خشونت خانگي در انتظار زوجين خواهد بود. افزون بر آن، منع قانوني طلاق مي‌تواند انگيزه افراد براي ازدواج را نيز كاهش دهد.



3. طلاق در جوامع توسعه يافته

در نتيجه تغييرات ارزشي و حقوقي دهه‌هاي اخير، در بيشتر كشورهاي غربي، طلاق با رشد بي‌سابقه‌اي روبه‌رو شده است به طوري كه گاهي مسئله به عنوان يكي از شاخص‌هاي <انقلاب جنسي> در غرب مطرح مي‌شود،.6

بسياري از نويسندگان غربي معتقدند كه: <امروزه در جوامع غربي ازدواج‌ها به طور فراينده‌اي محتمل است كه به طلاق متنهي گردد، و بنابراين ازدواج براي زندگي، آنگونه كه به صورت سنتي آنرا مي‌شناسيم، در حال ناپديد شدن است، اين‌كه تعداد طلاق‌ها به سرعت رو به افزايش است مطلب درستي است: 7 به عنوان مثال از سال1960، افزايش طلاق در كشور انگليس در هر سال حدود 10 درصد بوده است (از رقم 26000 در آن زمان تا تعداد 70000 طلاق در در سال )1998؛ و اگر به دهه 1930 برگرديم، آمار ساليانه طلاق، كمتر از 5000 مي‌باشد. 8 تعداد طلاق‌هايي كه در سال 1996 واقع شد 13/9 در هزار نفر از كل جمعيت ازدواج كرده بود، درحالي‌كه در سال 2/1964 9 در هزار نفر جمعيت ازدواج كرده و در سال 1931 تنها 0/4 در هزار نفر جمعيت ازدواج كرده واقع شده بود9 افزايش طلاق در بريتانيا روندي را كه در اكثر كشورهاي اروپايي وجود دارد را منعكس مي‌سازد.>10

ايالات متحده امريكا نيز بالاترين ميزان طلاق را در ميان كشورهاي جهان داراست . در اين كشور در سال 1997 تقريبا 2/1 ميليون طلاق واقع گرديد كه نسبت به سال 1960 افزايش به ميزان 2 برابر را نشان مي‌دهد11

نسبت طلاق‌هايي كه طي يك سال در آمريكا واقع مي‌شود به ازدواج‌هايي كه در همان سال واقع مي‌شود 50 درصد است يعني هر سال در مقابل دو ازدواج يك طلاق صورت مي‌گيرد. محاسبه فراواني طلاق نسبت به كل جمعيت نيز نشان مي‌دهد كه از هر 1000 نفر 4/1 نفر به طلاق اقدام مي‌كنند12

هم‌چنين از هر 1000 زن متاهل تقريبا 21 زن سالانه در اين كشور طلاق مي‌گيرند13 و در حدود 2 ميليون كودك آمريكايي سالانه طلاق والدين را تجربه مي‌كنند.14

ميزان طلاق در كانادا از زير 38 در هر صدهزار نفر در سال 1951 به بيش از 270 در هر صدهزار نفر در سال 1991 رسيد.16 در ساير كشورهاي اروپايي مانند سوئد، دانمارك ، مجارستان، فنلاند، آلمان غربي، و فرانسه، هر سال بيش از 300 طلاق در مقابل 1000 ازدواج واقع مي‌شود.17

در كشور ايران نيز طي سال‌هاي اخير شاهد افزايش ميزان طلاق بوده‌اند و اين افزايش به ويژه در شهرهاي بزرگ ، بسيار محسوس بوده است. در سال 1371 تعداد طلاق در كل كشور 33983 مورد بود است درحالي‌كه در سال 1379 اين رقم به 53797 مورد رسيده است. ميزان طلاق در كل كشور نيز بين سال‌هاي 1375تا 1379 از 0/63 در هزار به 0/85 در هزار افزايش يافته است.18

هم‌چنين نسبت تعداد ازدواج‌ها به تعداد طلاق‌ها در كل كشور در سال 1379، 12 برابر بوده است ، به اين معنا كه در برابر هر 120 ازدواج 10 طلاق به ثبت رسيده است ، درحالي‌كه اين نسبت در مورد استان تهران 6/1 بوده است ، يعني در مقابل هر 10 طلاق 61 مورد ازدواج صورت گرفته است19



4. فروپاشي نهاد ازدواج در غرب

امروزه مسجل شده كه در غرب حداقل حدود يك سوم ازدواج‌ها به طلاق منتهي مي‌شود علاوه بر اين‌كه بسياري از مردم در اين كشورها اصلا در تمام طول عمر خود ازدواج نمي‌كنند. بر اين اساس ، باوري عمومي وجود دارد كه <نهاد ازدواج> در كشورهاي توسعه يافته رو به زوال است؛ طرفداران اين مسئله، ارقام خانواده‌هاي تك لنگه‌اي ( )parent households-or lone -singte(خانواده‌هايي كه معمولا توسط يك زن سرپرستي مي‌شود)، را شاهد مي‌گيرند.20

برخي ديگر به افزايش تعداد افرادي كه [بدون ازدواج] با هم زندگي مي‌كنند، اشاره مي‌كنند.21 در اين ميان دكتر رودز بوي‌سون )Dr Rhodes Boyson(، وزير دولت محلي انگلستان، در يك همايش حاشيه‌اي كه توسط جامعه مسيحي در كنفرانس حزب سنتي در <بورنموث)=Bournemouth( >، سازماندهي شده بود، افرادي كه زندگي به صورت <تك لنگه‌اي> را برگزيده‌اند، را مورد نكوهش قرار داده و خانواده <تك لنگه‌اي> را در بسياري ازمشكلات رو در روي كشورهاي توسعه يافته از جمله بريتانيا، مقصر دانست و گفت كه چنين خانواده‌هايي با افزايش تلقيح مصنوعي و روابط جنسي غير رسمي گسترش مي‌يابند.

او گفت: پدران يا مادارن منفرد، آنچنان وضعيت خود را گسترش داده‌اند كه يارانه‌هاي خود از خزانه عمومي را از حدود 15 ميليون پوند در سال 1960 به 1 بيليون پوند در 1983، افزايش داده‌اند.

در اين كشورها درحالي كه از اعضاي كم درآمد خانواده‌هاي رسمي، بر اساس نرخ مقرر ماليات گرفته مي‌شود [به كساني كه در خانواده‌هاي <تك لنگه‌اي> زندگي مي‌كنند يارانه پرداخت مي‌شود]، اين يارانه نه تنها به آن كساني كه به خاطر بدشانسي و بدبختي مجبور مي‌شوند كه از خانواده‌هاي تك لنگه‌اي شوند، پرداخت مي‌شود، بلكه هم‌چنين به كساني هم كه مشخصا خانواده تك لنگه‌اي بودن را برگزيده‌اند، نيز يارانه پرداخت مي‌شود.

دكتر بوي‌سون گفت: كه يك هفتم از فرزندان در خانواده‌هاي تك لنگه‌اي زندگي مي‌كنند، كه يك سوم آن‌ها در مناطق مركزي شهر‌ها مي‌باشند. او مسئول توحش پسران جوان لجام گسيخته را فقدان پدر دانست. معمولا، پسران را تنها به وسيله پدران قاطع و مواظب مي‌توان تربيت كرد. دوري پدر به اين معنا است كه پسران ارزش‌هاي خود را از گروه‌ها همسالان پرخاشگر و غالبا وحشي مي‌گيرند و براي يك زندگي حاوي جرم شديد و در آشوب و شورش مناطق مركزي، خفه، و داراي گروه‌هاي اوباش و ولگرد شهر، آماده مي‌شوند.

او هم‌چنين تاكيد كرد كه: خانواده از سوي طرفداران افراطي حقوق زنان (هواداران جوان آن) و ترغيب كنندگان به هم جنس بازي مورد حمله قرار مي‌گيرد. دكتر بوي‌سون )Boyson( از چيزي كه به تعبير خودش شيوه ارائه و تبليغ هم جنس بازي )homosexuality( و روابط جنسي زن با زن )Lesbianism( مي‌باشد، به عنوان چيزي كه ضد خانواده و ضد زندگي است، انتقاد مي‌كند. او درحالي‌كه كتابي كه به وسيله منبع تعليم و تربيتي مركزي لندن توليد شده بود را از باب مثال نشان مي‌داد، وي سوال كرد كه چه تعداد از مستمعين، گرايش هم جنس بازي را به عنوان يك بيماري احساس مي‌كنند؟ او هم‌چنين ايليا )Ilea( و ديگر منابع مولد مواد تعليم و تربيتي را متهم كرد كه در فاسد كردن ارزش‌هاي سنتي و معمول كه مدارس ما بر اساس آن پيش مي‌روند، موثر مي‌باشند.22

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:35 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول
ارسال: #20
RE: تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
1.4 آيا خانواده به گونه‌اي كه ما آنرا مي‌شناسيم، در جوامع متمدن در حال نابودي است؟

امروزه در كشورهاي توسعه يافته، خانواري كه پدر براي كار بيرون مي‌رود، درحالي كه مادر براي مراقبت از كودكان در خانه مي‌ماند، جدا كمياب است، و تنها مبين پانزده درصد از خانوارهاست. بيش از نصف كودكان زير پانزده سال در حال حاضر مادراني دارند كه براي كار بيرون مي‌روند و از اين رو اصطلاح <خانواده دوجانبه كارگر)=dual worker family( >، براي توصيف اين خانواده‌ها استعمال مي‌شود.

در سال‌هاي اخير رشد زيادي در تعداد خانوارهاي تك لنگه‌اي )parent households-or lone -singte( كه تنها يكي از والدين همراه كودكان نورس خود زندگي مي‌كند، وجود داشته است. 23

دو نوع ديگر از خانوار در سال‌هاي اخير در كشورهاي توسعه يافته در حال افزايش بوده است. اول، خانوارهايي وجود دارد كه افرادي، تنها و بدون هيچ خانواده‌اي زندگي مي‌كنند؛ به عنوان مثال در كشور انگلستان اين نوع خانوار، بيست و پنج درصد از كل خانوارها را تشكيل مي‌دهد. دوم، زن و شوهراني وجود دارند كه با يكديگر بدون هيچ فرزندي زندگي مي‌كنند. زيرا كه آن‌ها يا خواهان فرزند نيستند و يا قادر به داشتن فرزند نمي‌باشند. اين خانوارها نيز در حال حاضر بيست و هفت درصد خانوارهاي بريتانيايي را تشكيل مي‌دهند.24

بر اساس داده‌هاي فوق بسياري از نويسندگان و دانشمندان معتقدند كه زندگي خانوادگي سنتي در جوامع غربي به سرعت در حال زوال و نابودي است.25



5 . الگوهاي جديد ازدواج و طلاق در غرب

افزايش طلاق در بريتانيا، در 20 سال اخير بسيار سرعت گرفته است. در واقع ادعا مي‌شود امروزه در كشوري مثل بريتانيا يك سوم ازدواج‌ها به طلاق منتهي مي‌گردد. 26 و از اين كساني كه طلاق مي‌گيرند. حدود 70 درصد دوباره ازدواج مي‌كنند27، اين امر نشان مي‌دهد كه بوالهوسي، عياشي و بي وفايي به همسر در غرب به صورت يك فرهنگ درآمده است. به عبارت ديگر تبديل عشق از يك همسر به همسر ديگر چيزي است كه نه تنها قبح خود را از دست داده بلكه شكل يك هنجار اجتماعي به خود گرفته است. بسياري از كساني كه <هم خانگي> اختيار كرده‌اند، به‌راحتي انتقال از يك عشق به عشق ديگر انجام مي‌دهند و از لحاظ زندگي خانوادگي، افزايش طلاق، و ازدواج مجدد، نوعي ساختار خانوادگي جديد در غرب ايجاد كرده است. اين نوع جديد خانواده، <خانواده تجديد بنا شده)=reconstituted family( > مي‌باشد، كه دو پدر و مادر كه هر دو، كودكاني [نامشروع و محصول ارتباط قبل از ازدواج] دارند، ازدواج مي‌كنند، و لذا خانواده حاصل از آن، مركب از كودكان با پدر و مادران مختلف مي‌باشد.28

بنابراين، امروزه اين تغييرات ناموزون و از روي هوي و هوس صورت هنجار اجتماعي به خود گرفته به صورت چيزهايي هم‌چون هم خانگي، طلاق‌هاي فزاينده، خانواده‌هاي تجديد بنا شده، و خانواده‌هاي تك لنگه‌اي، زندگي مشترك موقت در حال رخ دادن است كه جايگزين ديدگاه سنتي ازدواج و خانواده در كشورهاي توسعه يافته مي‌باشد.

اما در عين حال اقليت‌هاي قومي هم‌چون مسلمانان و آسيايي ها در اروپا، ماهيت متفاوت الگوهاي خانودگي خود را هم‌چنان حفظ كرده‌‌اند. به عنوان مثال، ازدواج‌هاي ترتيب يافته )Arranged marriages(، خانواده‌هاي گسترده و بدون طلاق، از ويژگي‌هاي خانواده‌هاي آسيايي است.29

شماره پیامکدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


50001333331120

Angelمنتظر ییشنهادات و انتقادات شما دوستان عزیز هستیمAngel
2011/11/20 03:35 AM
وبگاه
جستجو
نقل قول

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پاسخ جدید 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  طلاق در خصوص ایرانیان خارج از کشور چگونه است ؟ مهرسا 0 41 2014/06/10 03:13 AM
آخرین ارسال: مهرسا
  اذن پدر در مورد چه دخترانی صدق می کند؟+کدام دختران نیاز به اذن پدر ندارن ؟ مهرسا 1 41 2014/06/10 02:53 AM
آخرین ارسال: مهرسا
  طلاق و انواع بیماریها+طلاق به دلیل بیماری زوج و زوجه مهرسا 3 43 2014/06/10 02:49 AM
آخرین ارسال: مهرسا
  بررسی مهریه زنانی که قبل از نزدیکی طلاق گرفته اند مهرسا 0 48 2014/06/10 02:38 AM
آخرین ارسال: مهرسا
  چرا طلاق در دست مردان است ؟ مهرسا 0 45 2014/06/10 02:33 AM
آخرین ارسال: مهرسا

پرش به انجمن:

سایت تفریحی - سرگرمی تهران پاتوق یک سال هست که کار خودش رو برای ایجاد یک محیط صمیمی و گرم برای لذت بردن شما دوستان عزیز آغاز کرده ، و امیدواریم در رسیدن به هدفمون که ایجاد لحظات شاد برای شماست موفق بوده باشیم !
admin@tehranparogh.ir 09xxxxxxxxx Mellat-Design

سرطان در کنار درد هزینه هم دارد !..

جهت کمک به موسسه محک اینجا را کلیک نمایید